هیج کس منتظر خواب تو نیست که به پایان برسد.
لحظه ها می آیند، سالها می گذرند،
و تو در قرن خودت می خوابی.
ما از این قرن نخواهیم گذشت.
و از این قرن نخواهیم گریخت،
با قطاری که کسان دگری ساخته اند.
هیچ پروازی نیست
برساند مارا به قطار دوران
و به قرن دگران
مگر انگیزه و عشق
مگر اندیشه و علم
مگر آیینه و صلح
و تقلا و تلاش
بخت ازآن کسی است که مناجات کند با کارش.
و در اندیشه یک مسئله خوابش ببرد.
و کتابش را بگذارد در زیر سرش،
و ببیند در خواب، حل یک مسئله را.
باز با شادی درگیری یک مسئله بیدار شود.
خوش به حال نیوتن.
خوش به حال آن سیب.
مجتبی کاشانی
