خاک

Saturday, July 18, 2009

تحریمی های دیروز، مدعیان امروز، سرزنش کنندگان فردا

نامه سرگشاده بعضی از به قول خودشان تبعیدیها به پارلمان اروپا را چند مرتبه می خوانم و از خودم می پرسم به راستی اینها در سرشان چه می گذرد؟ از چه ناراحتند؟ به دنبال چه چیزی هستند؟
هرچه می گردم تنها چیزی که می یابم تناقض است.
- نامه نوشته اند که مخملباف عامل جمهوری اسلامی است و نماینده مردم نیست، اما همانجا ادعا می کنند که خودشان نماینده مردم هستند و می توانند صدای مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند. از مخملباف سند نمایندگی می خواهند بدون آنکه خودشان عددی از تعداد حامیانشان اعلام کنند.
- از خیزش مردم ایران صحبت می کنند بدون آنکه هیچ اشاره ای به شعارشان "رای من کو؟" کنند. همان رایی که ماه پیش و ماههای پیشترش تحریم اش کرده بودند. اگر این مردم پیروان تحریمی ها بودند و رای نمی دادند، به دعوتهای هخا و امثال او سی سال دیگر هم خیزشی در کار نبود.
- صحبت از کشته شدگان زندانها در دوره موسوی می کنند اما یادشان می رود که این خیزشی که صحبتش را می کنند شعار اولش نام میرحسین است.
در همین حال از خودم می پرسم این همه سال که مریم رجوی در حال جلب حمایت پارلمانهای اروپا بود چرا یک کدام این ها به یاد آدمکشیهای او نبوده اند؟ انگار نه انگار که بهانه کشتار 67 را عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) به دست جمهوری اسلامی داد. عملیاتی که خودش باعث بیشترین تعداد کشته شدگان در یک روز از هر دو طرف شد- حدود سی هزار نفر

با خودم فکر می کنم حتی اگر امروز هاشمی -با تمام دلایل موجود بر نشدنی بودنش- از ابطال انتخابات صحبت می کرد و به هر ترتیب موفق به انتخاب موسوی به رئیس جمهوری می شد باز هم این جماعت حرفی غیر از متهم کردن دیگران نداشتند. اتهام زدنی همراه با تحقیر همان مردمان ستم دیده ای که خود را نماینده شان می دانند.

من نمی خواهم حق این افراد را در اعتراض به وضعیت کنونی حکومت ایران زیر سوال ببرم. خوشحال می شوم در تجمعات کنار هم باشیم. اما ای کاش بدانند که با پشت پا زدن و بی توجهی به خواسته های باقی معترضین، آب به آسیاب نظامی گران حاکم بر اوضاع ایران می ریزند.

مرتبط: نوشته مخلوق در نقد مهستی شاهرخی


توضیح: پر تلفات ترین سال جنگ همان سال آخرش بود با تلفاتی برابر مجموع هفت سال قبلش. حتی در همین سال تعداد روزانه کشته ها در حد 10-100 بوده به جز یک روز (سوم مرداد، ده روز بعد از امضای آتش بس) که تلفات نیروی های رسمی چهاررقمی می شود. با حساب تلفات نیروهای داوطلب که به طور متوسط دو برابر نیروهای رسمی بوده و غیرنظامیانی که در این عملیات درو شدند سی هزار نفر تخمین دست پایین من است. در این عملیات از 5000 نیروی مجاهدین در میدان 2500 نفر کشته شدند .

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

1 نظرها:

4:00 AM, Anonymous Anonymous مي گوید...

بعضی‌ از اینها کسانی‌ هستند که سی‌ سال است در خارج به سر میبرند، و از اوضاع کنونی ایران هیچ خبری ندارند. این دسته فکر میکنند که مردم ایران به آنها بدهکارند و این جنبش باید صرف پرداخت آن بدهی شود.http://khanehdust.wordpress.com/

 

Post a Comment

<< خانه